تبليغاتX
نگاشته های یک غار نشین

یه چند وختی نبوم

خوشحالم که همه فراموشم کردن

تو این مدت چندتا کار اساسی کردم

که اینجوریا دیگه

انقدر گرفتار کارو زندگی شدم که نوشتن از یادم رفته

 

 

در انتهای دوست داشتن مرا به خود می خوانی

زمزمه اسمت لبهایم را می نوازد

مراقب آنچه به دستانت سپرده ام باش

دستانم نیست

تپشش را احساس نمی کنی؟

 

                                                 تقدیم به همسر عزیزم

 

 

نوشتن را دوست دارم پس می خواهم و برمی گردم.

 

+ نوشته شده در  2008/4/28ساعت 19:55  توسط Amir | 

 

سلام

یکم بین داستانمون فاصله افتاد اما شما به روتون نیارین

خلاصه آقا سوسکه قدم اول رو برداشت حالا یا مادمازل سوسکه پا میده یا نمیده لابد می گین مرده شوره پاشو ببرن می خوام پا نده اما باید خودتون رو جای سوسک خان بذارین که در جوابتون می گه:

اگر در دیده ی سوسک نشینی

                              به جز خوبی تواز سوسکه نبینی

داشتیم از حماسه خوانی سوسک خان می گفتیم، این شعر رو به لحجه محلی اون منطقه می خونه واسه سوسکه

من این ملک سوسکان دلیر

من این موطن و مرقد سوسکان دلیر

من این خاک چاه، گرامی نیاکان

زمین گنداب،این ملک گنداب

من این چاه وراه آب را می پرستم

من این موال این خانه را می پرستم

 

باز هم دو حالت پیش میاد رد یا قبول سوسکه که ما فرض رو بر رد سوسکه میذاریم  آخه دقیقا معلوم نیست دل سوسکه از چیه ناچار جناب سوسک خان شروع می کنه به تعریف از سوسکه

تاب توالت می دهد غمزه ی مشک سای تو

                           پرده گند آب می درد خنده ی دلگشای تو

ای سوسکه خوش نسیم من سوسک خویش را مسوز

                          کز سر صدق می کند شب همه شب هوای تو

من که ملول گشتمی شب از خرابی آدمیان

                          گند و فضال آدمی می کشم از برای تو

+ نوشته شده در  2007/12/11ساعت 20:59  توسط Amir | 

پریشب رفته بودم دستشویی اندر عالم مکاشفت غرق بودم ومشغول واخیدن خیروشر که صدایی به گوشم خورد گوشه دستشویی رو نگاه کردم دو فروند سوسک به قاعده یک کف دست یکی نر ویکی ماده حتما می گید رمیدم و در رفتم اما نه به این فکر کردم که سوسکها هم عاشق می شن؟

شاید بگین نه اما تحقیقات من نشون می ده کاملا در اشتباهین حالا اثبات این قضیه اصلا در این متن نمی گنجه اما می خوام عالم سوسکهای عاشق رو براتون تشریع کنم

سوسکها دو دسته اند نر و ماده وبرطبق روال عادی تمام موجودات سوسکها هم عاشق می شن سوسک نر رواز این پس سوسک وسوسک ماده رو سوسکه (طبق قواعد عربی) می نامم

سوسکها در عالم کثیف فاضلاب ها زندگی می کنند پس اگر اسمی ازجایی یا چیزی به  میان اومد به حرمت یک تحقیق علمی ببخشین

سوسک در ابتدای امرازدیدن سوسکه مشعوف و منصورمیشه وبه حالت غش وضعف عارفانه می افتد در این حالت جناب سوسک پر و بالشو باز می کنه ودمر بر روی زمین می افته وشروع می کند اون پاهای قشنگشو توی هوا تکون می ده وزیر لب این شعر رو زیر شاخک زمزه می کنه

ای قشنگتر از پریا

    تنها تو راه آب نریا

        سوسکای محل دزذن

           عشق منو می دزدن 

این قدم اوله یا خانوم سوسکه راه می ده یا نه اگه داد که فبها المراد

اگر نه سوسکه ما دل ورده نمی شه شروع می کنه به نمایش اندام ورزشکاری و تعریف ازدلاوری هاش و وابستگی های ملی میهنیش به چاه و فاضلاب و اینا

اگه دوست داشتین بقیشم بعدا بخونین

 

+ نوشته شده در  2007/10/25ساعت 21:28  توسط Amir | 

سلام دوستان

دارم تمام سعیمو می کنم که برگردم اما واقعا گرفتار کار شدم ولی قول می دم که زود بیامممنون از همتون که فراموشم نکردین

+ نوشته شده در  2007/8/19ساعت 19:8  توسط Amir | 

با توجه به اهانت فرهنگی فیلم 300 به ما لازم دونستم که نقدی بر این فیلم داشته باشم تا خلف واقع بودن اون رو بهتون ثابت بکنم

فیلم به این صورت شروع می شه که یه راننده تاکسی که یه پسر سوسوله سر کرایه یه پیره مرد رو به قصد مرگ می زنه و خونین و مالین می اندازه وسط خیابون مردمم همینجوری وایسادن مث کره خرهای تازه یتیم شده نگاه می کنن و می گن آقا صلوات بفرست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شما قضاوت کنین تا حالا همچین چیزی تو مملکت ما دیدین؟

تو یکی از پلانهای فیلم چند تا پسر توی یه پارک دارن با چاقو همدیگرو تیکه و پاره می کنن و بعدا معلوم می شه کل دعوا سر یه دخترس !!!!  خوب اینکه تابلو ست عمرا همچین اتفاقی تو مملکت ما اتفاق نمی افته

 یکی از صحنه هایی که خود مبین بی اساس بودن این فیلمه اینه که یه مردی یه دختر رو می دزده و بعد از تجاوز به اون طلا هاشو می دزده و می کشتش و تو بیابون ولش می کنه و میره

آهان حالا این صحنه رو داشته باشین چند تا جون با یه ماشین مدل بالا ،مست و پاتیل می زنند یه بچه رو با خاک کوچه یکی می کنن بعدم به پول و ضرب و زور بابای اون پسر ها  خانواده بچه مقصر هم شناخته می شن خوب خدایی پیغمبری تا حالا همچین چیزایی دیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از همه بی پایه و اساس تر صحنه ایه که چند تا پسر و دختر توی یک خونه (استغفرالله) لخت و پتی مشغول انجام افعال قبیح هستند خوب العان که غریبه بین ما نیست تا حالا شنیدین همچین اتفاقی تو مملکت ما بیفته چه برسه به دیدنش!!!!!!!!

و اما نتیجه

ما نتیجه می گیریم این فیلم کاملا تخیلی و مسخره بوده است و هیچ رابطه ای با جامعه و گذشته و آینده ما نداره و جامعه ما کاملا متمدنه و این جامعه آرمانی ما از ابتدا تا کنون همین جوری بوده و هیچ پادشاه خونخوار و آدم کشی هم در راس حکومت نیومده و همیشه عدل بر پا و جاری بوده و خون از دماغ انسان و غیر انسان نچکیده

+ نوشته شده در  2007/7/4ساعت 21:51  توسط Amir | 

عالم برزخ

قسمت سوم

عده ای نسبت به روایاتی که از دو فرشته شد معترض بودند در جواب ایشان باید بگویم که این حقیر سرا پا تقصیر هرچه شنیده نقل می کند تا آیندگان نگویند شرم باد این پیر را و کلیه معترضین و اقوام این دو فرشته الهی می توانند بیایند تا در محضر عدل الهی همه چیز را روبرو کنیم

اگر از اول قصه با ما بوده باشین حتما می دانید که آخرین قسمت برزخ می باشد حالا از کجا می دانید من نمی دونم خلاصه مردم برزخ لباس عافیت پوشیدن و از حیث خورد و خوراک هم کم و کسری ندارند و گاهی هم توریست وار از بهشت برین و جهنم لعین دیدن می کنند ئ چون بین زمین و هوا ول هستند نماز و روزه، خمس و زکات، تولی و تبری، قوانین ورود و خروج به موال و طهارت بر ایشان واجب نیست این جمله مال خودم نیستا و نقل مستقیم از کتاب بابی در آداب طهارت نوشته فقید گران سنگ ابو قلقل تبتی است.

آخرین فکر که شاید به ذهن شما برسه حتما اینه که اگر این ملت لنگ در هوا قصد شوریدن و خرابکاری داشته باشند چی می شه باید به عرض برسونم خداوند برای سرکوب طغیانات فرشته ای داره به نام زعفر جنی که مامور رفع بلایا و خفایاست احوالات این فرشته رو از زبان حکیم فرزانه آذری زبان علامه ابو گاماس ابن یاخچی بشنوید:

اگر آلاه خودش بخواد زعفر جنی فریستاده هاموسینی کوشته الله و با تقدیر تدبیر اولماز یعنی آگر خدا بخواد زعفر جنی رو می فرسته همشونو می کشه وگرنه با تقدیر، تدبیر چه سود. و در پایان این بیت را می سرایند که

سراجی را که ایزد بر فروزد         هرکی پف بکند ریشش بسوزد

در تقرب و حق شناسی این حکیم همین بس که در جایی فرمودند: یکی صرف دی یکی ده نحو دی ملک دی لر الله رکاهانا چخ مقرب، گوناه الدی لر الله اونهاری تنبیه فرمودی و در ذهن اوشاخ لار محبوس کردیمن گلدیم شفاعت کردیم اونان فورا فاعل و مفعول خود مختار شدی ترجمه صرف ونحو دو فرشته مقرب در گاه خدا بودند که گناهی مرتکب شدند و خدا برای مجازات در ذهن کودکان حبسشون کرد و ما رفتیم شفاعت کردیم حالا تو فاعل و مفعولشون مختارند

خلاصه این قوم با تکمیل فاز های بعدی بهشت و جهنم به اونجا منتقل می شن و حیات و موات خودشونو اونجا ادامه میدن و بساط فسق و فجورشون از برزخ جمع می شه

انشا االه تبارک و تعالی

+ نوشته شده در  2007/6/8ساعت 16:26  توسط Amir |